علیِ معاصر ما؛ نگاهی به نمایشنامهی مجلس ضربت زدن
در شبهای قدر مطالعهی نمایشنامهی مهم و اثرگذار مجلس ضربت زدن اثر گرانسنگ استاد بهرام بیضایی را از دست ندهید. بیضایی این متن نمایشی را در حال و هوای ماجرای قتلهای زنجیرهای و بحران سیاسی دامنگیر ایران در میانهی دههی هفتاد خورشیدی نگاشته است و دربارهی نویسندهای است که میخواهد نمایشنامهای متفاوت دربارهی علی بن ابیطالب بنویسد، اما با محدودیت ها و موانع متعددی از جمله منع نمایش چهرهی اولیا، زنان و سانسور عقیدتی مواجه میشود و در مسیر یافتن راهی جهت نمایش آنچه نمیتوان نمایش داد، برای ادامهی نگارش نمایشنامه و اجرای آن دچار تردیدهای جدی میشود.
هوشمندی استاد بیضایی در ارائهی قرائتی متفاوت و در افق معاصریت و نه اکنون زده از شخصیت علی بن ابیطالب است و جهت دستیابی بدین منظور، خودِ این دشواری سوژه و مصائب معاصریت را موضوع نمایش خویش قرار داده و به همین روی کوشیده است تا حد ممکن از قرائتهای ایدئولوژیک، تاریخی، اعتقادی و مذهبی از علی بن ابیطالب دوری جوید و فاصلهی خود را با شخصیت حفظ نماید.
شخصیت نویسنده در این نمایشنامه همچون آثار پسامدرن با ورود گاه و بی گاهش در خلال صحنههای نمایش، میکوشد علی بن ابیطالب را همچون روشنفکری جلوتر از زمان خود تصویر کند که اسیر قواعد جامعهای قبیلهای و پیشامدرن گشته است و به خاطر عدالت خواهی اش در حصار تنگ منفعت طلبی، ظاهرگرایی، تعصبات کور دینی و نژادپرستی عربی و جهل حاکم بر زمانه، در نهایت قربانی تروریسم و جهل مقدس میشود. بیضایی با انتخاب رویکردی تقدیرگرایانه عدالت را در مناسبات ناعادلانه جهان محکوم به شکست میداند.
نویسنده: آنها سه تن اند که میمیرند؛ یکی برای ظلمش! یکی برای مکرش! و یکی برای عدالتش! [همه خاموش و گیج دمی به او مینگرند]- ولی نه؛ در عمل ظالم و مکّار جان به در بردند، و تنها سومی بود که فرقش شکافت! عدالت میمیرد، و ظلم و مکر میماند! [سر برمیدارد] این شروع خوبی نیست؟ یا بهترین شروع است؟ (ص ۱۶)
انتخاب رویکرد تقدیرگرایی، زمینه را فراهم میسازد تا بیضایی مسئولیت حذف روشنفکران را نه متوجه قاتلین، بلکه آمرین در سایه سازد.
#معرفی_کتاب
#مجلس_ضرب_زدن
#علی_معاصر_ما
#بهرام_بیضایی
#یوسف_شیخی