بهارِ ترکیه و رؤیای بربادرفته اردوغان
ترکیه از کشورهای حوزهی ایران فرهنگی است که تاریخش با تاریخِ ایران گره خورده است، اما در دورهی اردوغان با احیای ارزشهای ایدئولوژیک مبتنی بر رقابتهای هژمونیک دورهی عثمانی/صفوی تلاش میکند قسمی تقابل هویتی را ساماندهی کند تا از سایهی تاریخِ ایران فرهنگی خارج شود.
اعتراضات روزهای اخیر در ترکیه، میتواند مسیری که ترکیه ربع قرن به رهبری اردوغان پیموده است را به کلی دگرگون سازد و بهارِ ترکیه میرود تا قدیمیترین جمهوری خاورمیانه را در جهت نیل بیشتر به ارزشهای دموکراتیک پیش راند و یا اینکه به ارزشهای لائیک دورهی کمالیسم بازگردد که در دورهی اردوغان کمرنگ شدهاند.
امروز رجب طیب اردوغان بیشتر به یک اخوانی بدلی شبیه است تا اخوانی اصیل که جبهه نبرد را در تقابل با نظام سلطه و حاکمیت استعمار تعریف میکند. اردوغان با گرفتار آمدن در هزارتوی سیاست ورزی کشوری که به دلیل تضادها و شکافهای عمدتا قومی از بدو تأسیس تا تبدیل شدن به یک دولت-ملت مبتنی بر مثلث زمین، نظم و تولد، راهی طولانی در پیش دارد، به تدریج از جریان اصیل سلفی اخوانی فاصله گرفته است و تقابل منافع را به داخل مرزهای جهان اسلام کشانده است. وی در اصل تربیت یافتهی مدارس جنبش غیرسیاسی و مدنی خدمت بود که اکنون در نقطهی مقابل تفکرات آن جریان قرار دارد. او با نیرنگ و فریب از طرفی دم از امت اسلام میزند و سودای رهبری جهان اسلام و رؤیای احیای امپراطوری سنی عثمانی را در سر میپروراند و از سوی دیگر در خفا سری در آخور رژیم جنایتکار و ضدانسانی اسرائیل دارد. او نسبت به اوایل قرن بیست و یکم که از شهرداری استانبول به مجلس راه یافت و با رهبری حزب عدالت و توسعه در نظام وقت پارلمانی ترکیه، به عنوان نخست وزیر دولت را به دست گرفت و توفیقاتی را در حرکت از دوران کمالیسم به سمت حکمرانی توسعه محور و بسط ارزشهای دموکراتیک به دست آورد، با ماندگار شدن در قدرت که وسوسه دموکراسی های اقتدارگرای خاورمیانهای است، به تدریج تغییر ماهیت داد و در جریان کودتای نافرجام ۲۰۱۶ علیه استاد پیشین خود فتح الله گولن نیز شورید و همهی عناصر جنبش خدمت را از دولت و نظام آموزشی تصفیه نمود.
توفیق اردوغان در فائق آمدن بر کودتا در کشور کودتاخیز ترکیه، امری بی سابقه بود که بدون کمک ایران محقق نمیشد، اما منش پراگماتیک و سیاست عملگرایانه اردوغان که زمانی برگه برنده او در ایجاد تعادل نسبی میان سیاست داخلی و خارجی بر اساس منافع ملی بود، به تدریج جای خود را به ایدئولوژی نوعثمانی گری (ترکیبی از پان اسلامیسم اخوانی اصلاحی و پان ترکیسم) داد و به همین روی به تدریج از ایران فاصله گرفت و با تشکیل اتحادیه کشورهای ترک و چرخشی به سمت ملی گرایی در داخل، در عرصهی منطقهای نیز کوشید از طریق جمهوری آذربایجان، و با استفاده از خلاء قدرت پیش آمده به جهت جنگ اوکراین در منطقهی قفقاز که حوزه سنتی نفوذ روسیه بود و نقش آفرینی پررنگ در جنگ قره باغ و نیز فشار بر ایران در ماجرای زنگزور، شکافهای قومی را در نواحی شمال غربی ایران تشدید کند و حتی صراحتا ادعاهای ارضی عناصر افراطی گروه های اتنیکی را مبنی بر پیوستن دو سوی رود ارس با جدایی از ایران مطرح نماید. حوادث منجر به سقوط اسد و نقش آفرینی ترکیه در آن و حمایتش از دولت موقت جولانی نیز دوری ترکیه از ایران را شدت بیشتری بخشید.
با قدرت گیری تدریجی اپوزوسیون ترکیه در پی ناکامی های حزب عدالت و توسعه در مسائل اقتصادی و الگو برداری از مدل حاکمیتی پوتین در ایجاد نظامی اقتدارگرا و تغییر نظام پارلمانی به ریاستی و در نتیجه شکست نامزد مورد حمایت او در دو انتخابات ۲۰۱۹ و ۲۰۲۴ شهرداری استانبول از اکرم امام اوغلو؛ نامزد اپوزوسیون، علیرغم همهی کارشکنیهای دولت و حتی یکبار ابطال انتخابات، گویی اردوغان چاره را در حذف مهمترین رقیب بالقوه اش در انتخابات ریاست جمهوری دیده است و والا بر آگاهان مثل روز روشن است اتهامات فساد مالی و جعل مدرک به شهردار استانبول، در حکم بهانهای برای حذف زودهنگام رقیب از گردونه رقابت های آینده در سطح ریاست جمهوری و ترس از قدرت گیری بیشتر اوست، چرا که اگر قرار به محاکمه باشد ابتدا باید از خود اردوغان و نظام غیردموکراتیک و الیگارشیک اش شروع کرد.
با شدت گرفتن اعتراضات آزادی خواهانه علیه دولت، احتمال کودتای دوبارهی ارتش علیرغم تصفیه های صورت گرفته وجود دارد که با توجه به کارنامهی غیرقابل دفاع دولت ترکیه در تعامل با ایران، این بار اردوغان نمیتواند روی یاری ایران حساب کند.
واکنش اولیه اردوغان به اعتراضات و فریب خورده خواندن معترضان نشان میدهد ظاهرا وی از موج واکنشهای اعتراضی به دستگیری امام اوغلو که عمدتا با مشارکت جنبش دانشجویی است غافلگیر شده است.
جنبش اعتراضی یا بهارِ ترکیه چه به بازگشت کمالیسم و احیای لائیسیته منجر شود و چه در جهت نیل بیشتر به ارزشهای دموکراتیک تفسیر شود، به نظر میرسد غافلگیری اردوغان درنتیجهی محاسبات اشتباه و عملکرد وی در حمایت از جولانی و به تباهی کشاندن سرنوشت مردم سوریه، به ویژه سرکوب اقلیت های قومی و دینی است که علاوه بر تجزیهی سوریه، پیوستن جمعیت میلیونی علویان ترکیه و نیز ناراضیان کرد به صف اپوزوسیون و تداوم و گسترش اعتراضات آزادی خواهانه و احتمالا عقب نشینی یا برباد رفتن رؤیای نوعثمانی اردوغان با تحقق بهارِ ترکیه یکی از پیامدهای محتمل آن خواهد بود.