عبارات

نوشتارها و گفتارهای یوسف شیخی (مدرّس و پژوهشگر فلسفه) در عرصه‌ی فرهنگ و اندیشه.

عبارات

نوشتارها و گفتارهای یوسف شیخی (مدرّس و پژوهشگر فلسفه) در عرصه‌ی فرهنگ و اندیشه.

عبارات

«عبارتُنا شَتّى و حُسنُک واحد»
عبارات؛ مجموعه نوشتارها و گفتارهای یوسف شیخی (مدرّس و پژوهشگر فلسفه) در عرصه‌ی فرهنگ و اندیشه.

نویسنده مستقل کتاب های: پرواز از جام جهانی، ظرفیت شناسی ژانرهای سینمایی برای ارائه مفاهیم دینی، فیلمنامه هَه، سلوک فرم؛ بررسی سیر تکوین فرم در فیلمنامه دینی.

نویسنده همکار کتاب های: یسبحون؛ هجده روایت از قرآن، پایی در غزه؛ شانزده روایت از «ما و غزه».

ویراستار کتاب: معنای زندگی از دیدگاه خیام و بکت، نوشته رقیه رنجبر، انتشارات شبگیر.

نویسنده مقالات، جستارها و یادداشت های متعدد در روزنامه ها و نشریات و مجلات و فصلنامه های علمی از جمله: 19 دی، جام جم، اعتماد، ققنوس هنر، نگارستان، طوبی، رواق هنر و اندیشه، دین و رسانه، عصر اندیشه، تصویرنامه، زیباشناخت، پژوهشنامه مذاهب کلامی، مطالعات میان رشته ای هنر و علوم انسانی، روایت ایرانی و...

آثار در دست انتشار: تاریخ گسست، گذار از ابن تیمیه متخیل و...

آثار منتشر نشده: مجموعه مقالات فلسفی، مجموعه مقالات کلامی، مجموعه مقالات سینمایی، مجموعه یادداشت ها و نقدها، مجموعه روایت ها، مجموعه اشعار، مجموعه داستان ها و...


نویسندگان

دیالکتیکِ شبِ قدر در افقِ معاصریت

سه شنبه, ۶ فروردين ۱۴۰۴، ۰۱:۵۷ ب.ظ

اگر از نگاه رایجِ کرونولوژیک و تقویمی و آفاقی به شبِ قدر بگذریم و سعی کنیم کمی عمیق تر بدان بیاندیشیم و وجوه انفسی و وجودی آن را بکاویم، درخواهیم‌ یافت که در بیان ارباب حکمت و معرفت درکِ لیلة القدر در گرو فهم یوم القیامة است. به عبارت دیگر بدون خردِ دیالکتیکی، راهی به درکِ لیلة القدر نخواهیم یافت و مصداق "و ما ادراک..." خواهیم بود. "الف شهر" یا هزار ماه مساوی با عمر متوسط آدمی است. اینکه قرآن، لیلة القدر را بهتر از عمر آدمی برشمرده است، احتمالا اشارتی است به اندازه و ارزش وجودی آدمی که در اختیار او خلاصه می‌شود. به نظر می‌رسد کسانی می‌توانند به مرز قیامت اندیشی نزدیک شوند و اهل یوم القیامة گردند که پیشتر لیلة القدری شده باشند؛ یعنی آدمی به میزانی که قدرِ وجود خویش را بشناسد و از فلسفه‌ی جبر و دیترمینیسم علمی رها شود، توفیق می‌یابد که قیامت وجودی اش برپا گردد و برجای اصلی خویش بایستد. قیامت وجودی که ارباب حکمت و معرفت می‌گویند، به تعبیر یاسپرس نوعی ترنسدانس یا تجربه‌ی تعالی است و امری به کلی متفاوت از قیامت کبری و انگاره های آخرالزمانی در بابِ پایان هستی است. 


در عصر پسانیهیلیسم، انسان معناباخته بیش از هر زمانی نیازمند لیلة القدری شدن است تا در این سیطره‌ی نیست انگاری راهی به رهایی یابد و هستی فی نفسه را که سوبژه مدرنِ کانتی به دلیل درون ماندگاری از درک آن اظهار عجز کرده و از منظر معرفت‌شناختی غایتش را در خویش تعریف کرده است، در لامکانی بیرون از ذهنِ خویش بازجوید. فائق آمدن بر خویش در گرو فائق آمدن بر زمان یا آن چیزی است که هایدگر از آن تعبیر به دازاین می‌کند. دازاین نوعی قرار گرفتن در افقِ لیلة القدری است که از طریق اگزیستانس (بودن در آنجا) حاصل می‌شود. 
می‌توان نتیجه گرفت هرچند بر اساس مدعای متافیزیکِ سنتی و آنچه در مآثر دینی آمده است، در برخی زمان‌ها زمینه‌ی بهتری برای تفکر الساعه (تفکر قیامت اندیشانه) و نیایش و ارتباط معنوی وجود دارد، اما نظامِ دانایی تئولوژیکِ متافیزیک سنتی با اخباری گری و تبدیل حقیقت به گزاره‌ی صادق و صرفا خبر دادن از حقیقت، مرگِ حقیقت را رقم زده است و به همین سبب است که هایدگر با پیش کشیدن اگزیستانسیالیسم، پایانِ متافیزیک و تاریخِ غفلت از هستی را اعلام می‌کند. 
لیلة القدر زمانی است که از مسیر گذار از مواجهه‌ی اخباری با متن مقدس (قرآن)، به مثابه اولین منبع شناخت دین، به مواجهه‌ای اُنتولوژیک و وجودشناسانه دست یازیم و فارغ از پیش‌فرض‌های الهیاتی و نظام‌های اعتقادی و تئولوژیک، متن مقدس (قرآن) را در ورای زمان تقویمی (گذشت و حال و آینده)، نه به عنوان متنی متعلق به دوره‌ی باستان متأخر، بلکه به معنایی که آگامبن از مفهوم معاصریت به دست می‌دهد - و مفهوم معاصریت را از اکنون زدگی جدا می‌کند- قرآن را در افق معاصریت (همزمانی انفسی) بخوانیم و بفهمیم. 
در تراث اسلامی شب‌های قدر با تلاوت قرآن پیوند خورده است. به نظر می‌رسد تلاوت امری فراتر از قرائت وجودِ کتبی قرآن است و در خواندن صحیح کلمات خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌توان تلاوت را نقب زدن از حصار عربیّت و تاریخِ تفسیر به وحدت دیالکتیکی شبِ قدر و روز قیامت برشمرد. 
اگر کسی بتواند از سوبژکتیویسم پنهان در تاریخِ تفسیر که تاریخِ غفلت از دیالکتیکِ متن مقدس (قرآن) است رها شود و نقبی به عالم مثال زند، چه بسا بتواند شبِ قدرِ خویش را بازیابد و خود را مخاطب اختصاصی کتابِ خدا یابد، به امید آنکه به شکلی دیالکتیکی -همچنان‌که سعدی در بیتی زیبا ترسیم می‌نماید-، از همان اولِ شبِ عاشقی و بی‌دلی (لیلةالقدری)، با تحقق معنای بالفعلِ انسان، دربِ صبحِ قیامت وجودی به روی او باز باشد:
شبِ عاشقانِ بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب درِ صبح باز باشد

#شب_قدر
#روز_قیامت 
#دیالکتیک 
#یوسف_شیخی 

@sheykhi_yusef63

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۰۱/۰۶
یوسف شیخی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی